رویایی شبانه زیر باران

$ آنان که زندگی را می سازند زندگی را می بازند . با زندگی نساز ، زندگی را بساز $

سفر در اردبیل...
سلام دوستان خوبین؟ ایشالا که خوب باشید...

دیروز برای ثبت نام دانشگاه  رفتم اردبیل و ساعت 9 شب بود که برگشتم....

اونجا که رفتم تقریبا پشیمون شده بودم که چرا اومدم آخه همه ترکی حرف میزدن منم که هیچی حالیم نمیشد احساس غریبی بهم دست داده بود عینه اینکه بری خارج و همه انگلیسی بحرفن و تو هیچی حالیت نشه کلا از زندگی نا امید شده بودم که یهو دیدم دوستم وارد اون سالن که نشسته بودیم شد وقتی دیدمش انگار که دنیا رو بهم داده باشن اینقدر خوشحال شدم بعدش رفتم پیشش دیدم دوباره همکلاسی شدیم  اونم مثله من اتاق عمل قبول شده بود

خلاصه نوبتم شد برای دادن پرونده ها و ثبت نام رفتم پیش مسئولا....آقاهه یه چیز به ترکی گفت من متوجه نشدم بهش گفتم ببخشید میشه فارسی بگید...یکم نگام کرد باز حرفشو به ترکی تکرار کرد....یه پسره هم بعد من نوبتش بود اونم اردبیلی بود دید من هیچی حالیم نمیشه برام ترجمه میکرد

جای بدی نیست مردمش خونگرم و خوبن....جاتون خالی یه دریاچه ی شورابیل داره خیلی قشنگه اونجا هم یه سر زدیم....شنبه قراره برم و بمونم...از اونجا ده بار گریه ام گرفت اما یواشکی گریه میکردم...فقط به این فکر میکردم چطوری اونجا بمونم بی خانواده و بین کسایی که از زبونشون هیچی نمیفهمم؟

نمیدونم اونجا  اینترنت گیر میارم یا نه؟ باید اول اونجا یه کافینت پیدا کنم  تا بتونم بیام وبلاگ...

خدا کنه بهم زود انتقالی بدن

ببخشید سرتونو درد آوردم........حالا استامینوفن میخواین بدم؟ تعارف نکنیدا

التماس دعا و خدا نگهدار....

[ یکشنبه 1393/06/23 ] [ 19:46 ] [ مهدیه ]

[ ]

ما آدمیم...
ما آدمیم ....آ.....دم....زندگیمون به یه نفس بستگی داره به یه دم و بازدم....زندگیمون به یه قلب بستگی داره که داره تند و تند میزنه....اما قلبمون اونی نیست که ظاهرش نشون میده...توقلبمون خیلی چیزا برای گفتن وجود داره....گاهی قلبمون میشکنه از بعضی آدما  از بعضی حرفا از همونایی که همجنس خودمونن یعنی آدم اند...

گاهی دلمون میگیره...اینقدر احساس خفگی بهمون دست میده که دوست داریم سرمونو بزنیم به دیوار...دوست داریم فریاد بکشیم...گاهی یه چیزی آروممون میکنه...یه چیزی که همه ی آدما از چشاشون جاری میشه و اشک میشه مرحم دلمون... میشه احساسمون...

گاهی بعضی چیزا رو دوست داری دلت بهت میگه آره .....ولی..... ما آدمیم....  و یه چیز دیگه هست که نمیذاره فقط به دلمون گوش بدیم...ما عقل داریم...نمیدونم عقل داشتن کجا خوبه و کجا بده؟ اما....چی میشد اگه همه فقط دل داشتن؟؟؟؟؟؟؟....یه کاری که دوست نداری انجامش بدی ولی مجبوری انجامش بدی چون...عقلت میگه اون کار درسته....

ما آدمیم ...گاهی اونقدر بدجنس میشیم که یادمون میره کی هستیم و چی هستیم و کجای دنیا قرار گرفتیم....ما آدمیم....گاهی اونقدر مهربون میشیم که دوست داریم برای کمک به یکی از خودمون هم که شده بگذریم....ما همونی هستیم که با یه آهنگ غمگین ناراحت میشه با یه آهنگ شاد سرزنده و شاد....ما همونایی هستیم که گاهی با نوشتن ....با نقاشی کردن...با اشک ریختن ....با تنها بودن ...آروم میشیم..

ما آدمیم همونایی که تا یه چیز میشه تازه یاد کسی که همیشه بیاد ماست میفتن....خدا....میدونی چقدر دوست دارم....شاید نبینمت....شاید صداتو نشنوم....ولی میدونم داری نگام میکنی...میدونم حواست بهم هست...خواستم اینجا بهت بگم که یادمه کی هستم....یادمه چجوری به مرتبه ی آدمیت رسیدم....خدایا اگه یه روزی یادم رفت که مثله بقیه ام ...یعنی که آدمم...اگه یه روزی شد دیدی دارم همه چیزو فراموش میکنم...با مهربونیات یادم بیار بذار شرمندت شم بذار همیشه من شرمنده ی تو باشم..چون تو بهترینی...دوست دارم...

 


برچسب‌ها: یادمون باشه که یاد کسی باشیم که همیشه بیاد میاست

[ پنجشنبه 1393/06/20 ] [ 22:17 ] [ مهدیه ]

[ ]

شیرینی قبولی....
سلام سلام خوبید؟ خوشید؟ چخبرا؟

اول از همه دهنتون رو شیرین کنیدمیدونم که میدونید دلیل شیرینی چیه....

بله بله درسته دانشگاه قبول شدم...

اما کجا و چه رشته ای؟

از رشته ای که قبول شدم خوشم میاد ولی جایی که قبول شدم دوره و  باید از خانواده جدا شم برام سخته....برام دعا کنید که خوابگاه جور شه...

راستی یادم رفت بگم....من رشته ی اتاق عمل تو دانشگاه اردبیل قبول شدم

نمیدونم شاد باشم یا ناراحت....از وقتی که جواب اومد همه یجورایی حالشون گرفته ست....دوست ندارن که ازشون جدا شم اما چاره ای نی اگه امسال نرم یه سال عقب میفتم....خدا کنه همه چیز برام جور شه

ممنونم که پستمو خوندید دوستان برام دعا کنید....خدانگهدار

[ سه شنبه 1393/06/18 ] [ 23:47 ] [ مهدیه ]

[ ]

سلامی دوباره...
سلام خوبین؟ یه مدت دیر اومدم راستش یه اتفاق بد برام افتاد مادرم از یجای بلند  افتاد و کمرش آسیب دید خدا رو شکر به خیر گذشت فقط باید چند ماه استراحت کنه تا خوب شه....

سه روزه قراره جواب انتخاب رشته ها بیاد من دق کردم هی میام میبینم اومده؟ میبینم نه...

 

راستش نمیدونم چی بنویسم....تو یه دو راهی گیر افتام ....نمیدونم کدوم راه درسته....یه راه به نفع منه ولی اون یکی راه به ضرر همه.... میترسم ....

میترسم از روزی که اون اتفاق که نمیخوام بیفته

 

 

 

 

 

 

[ دوشنبه 1393/06/17 ] [ 18:23 ] [ مهدیه ]

[ ]

بعضی حرفا رو نمیشه زد....
بعضی حرفارو نمیشه زد و من از همین حرفا یه عمره که پرم آخه کی از حال کی با خبره؟ من یه عمره از خودم حرف میخورم.....

واقعا نمیشه همه ی حرفا رو زد....گاهی دلت پره ...گاهی احساس سنگینی میکنی و انگار یه چیزی داره از تو داغونت میکنه....ته ته دلت میدونی دلیلشو ولی نمیتونی به زبون بیاری....گاهی میگی دوست داری  با یکی درد و دل کنی ....اما وقتی بهت میگن بگو گوش میدم میمونی که از کجا شروع کنی؟؟؟؟...بعدشم با لبخند میگی چیزی واسه گفتن ندارم...هــــــــــــــــــــــی روزگار خیلی بدبختی...چون همه ، همه چیز رو از چشم تو میبینن....همه موقع بدبختی صدات میکنن و میگن : روزگار وافعا حق ما این بود؟

من واقعا پر شدم ، من نمیدونم چمه؟ شایدم بدونمو و نخوام بگم...ولی من دوست ندارم با کسی حرف بزنم فقط دوست دارم برم جایی که فقط خودم باشم و خدام بعد فقط داد بزنم اینقدر داد بزنم که پر شم از خالی.....وقتی حالم بدتر میشه که به رویاهام فکر میکنم....رویا هایی که دارن هی ازم دور و دووووووووورتر میشن....و رویایی شبانه زیر باران....شاید بارون رویاهامو شست و با خودش برد....شاید من عوض شدم....

نمیدونم چرا احساس خوبی ندارم....انگار که خدا دستاشو ازم گرفت....انگار که دیگه دوسم نداره...خدایا دوسم داری؟؟؟؟  خدایا دستامو بگیر و بلندم کن.....نذار از پا بیفتم...دوست دارم...

 

 

[ سه شنبه 1393/05/28 ] [ 14:21 ] [ مهدیه ]

[ ]

به جمع دانشجو ها اضافه میشم....
سلااااااااااااااااااااااااااااام به همه خوبین خوشین؟

همونطور که میدونید جواب کنکور اومده و منم جوابشو گرفتم

و اما رتبه ام

.

.

.

.

.ادامطلب


ادامه مطلب

[ دوشنبه 1393/05/13 ] [ 15:23 ] [ مهدیه ]

[ ]

دماغ خوشگل...
سلااااااااااااااام به همه...خخخخخخخخخخ.....ایندفعه با خنده اومدم چون یه چیز خنده دار میخوام بگم

دیروز رفته بودم آرایشگاه...بگین خب......هیچی دیگه این دختره آرایشگره دیدم دماغش خیلی قشنگ عمل شده ...سر بالا همه جوره میزون و عادی ....گفتم باید اسم دکترشو بپرسم ولی حدس میزدم فلاحتی عمل کرده باشه........رفتم جلو گفتم ببخشید خانوم یه سوال بپرسم؟....گفت بفرمایید...گفتم ببخشید شما دماغتونو کجا عمل کردین؟ یهو زد زیر خنده و گفت من دماغمو عمل نکردم که

من   ، خواهرم.....هیچی دیگه ضایع شدم...بیشرف دماغش یه جوری سر بالا  بود انگار عمل شده خو من چکار کنم؟

البته من از دماغ هایی که تا تهشو از سربالا بودن زیاد میشه دید خوشم نمیاداااااااا....منظورم اینه دماغش شبیه عملی بود واگرنه هر دماغ سر بالایی که قشنگ نیست

من باشم که دیگه ازین سوالا نپرسم دیگه کنجکاویه دیگه چه میشه کرد؟

فعلا باااااااااااااااااااااای

راستی مثله همیشه اگه نظر یادتون رفت بذارین تعارف نکنیدا بگین من یادتون میارم

[ پنجشنبه 1393/05/09 ] [ 15:22 ] [ مهدیه ]

[ ]

نصفه شبی....
سلاااااااااااااام الان که دارم اینا رو مینویسم ساعت 2:23 هستش همینجوری بی خوابی زد به سرم گفتم بیام وبلاگ   داشتم متن هایی رو که قبلا نوشته بودم رو میخوندم که این  نوشته رو دیدم   تصمیم گرفتم بذارمش تا شما هم بخونید.....ایشالا که خوشتون بیاد....

از استادی پرسیدند آیا قلبی که شکسته باز هم می تواند عاشق شود؟

استاد گفت:بله

پرسیدند:آیا شما تاکنون از لیوان شکسته آب خورده اید؟

استاد پاسخ داد آیا شما بخاطر لیوان شکسته از آب خوردن دست کشیده اید؟

نظر یادتون نره؟ اگه یادتون رفت بگین من یادتون میارم

[ دوشنبه 1393/05/06 ] [ 2:42 ] [ مهدیه ]

[ ]

بیکار شدم رفت....
سلام به همه خوبین؟؟؟؟؟؟تصاویر زیباسازی ، کد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، بلاگر www.RoozFun.Com

ایشالا که خوب باشینTea cup smiley 028

ایندفعه میخوام از بیرون اومدنم از سرکار براتون بگمTea cup smiley 027

قبله اینکه برم همه بهم میگفتن این آتلیه همه بد اخلاقن و خوب با آدم رفتار نمیکنن من میگفتم آخه تا آدم کسی رو کار نداشته باشه بقیه چرا باید با آدم بد رفتار کنن ....نمیدونستم هنوز آدمای دور و برم و رو خوب نشناختم....

آدمایی که واسه خود شیرینی و رسیدن به بالا بالا ها هر کاری میکنن از جمله خورد کردن غرور و شخصیت دیگران....

منظورم همه ی اونایی که اونجا بودن نیستا اتفاقا بعضیاشون خیلی خوب بودن و همیشه بهم کمک میکردن اما بعضیاااااااااااااا!!!!!!!!!! هـــــــــــــــــــــــــی نگم بهتره...

والا یه دختره اونجا بود که کارهای مرخصی و صندوق و مسئولیت ما دخترا با اون بود....اینقدر خودشو گم کرده بود....اصلا حالش معلوم نبود یه لحظه مهربون بود یه لحظه میخواست آدم بخوره...کلا  بخاطر این خانوم هرماه 3 یا 4 نفر هی استخدام میشن و استعفا میدن..ولـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی من آدمی نیستم که کسی منو اذیت کنه بی سرو صدا ول کنم برم که آخرش واسه اون خوب شه....

بماند که چطور حال همه رو گرفتم....یکی از همکارا که یه دختر همسن خودم بود باهاش خیلی صمیمی شدم امروز بهش زنگیدم وقتی گفتم رفتم بهشون چی گفتم ذوق میکرد و گفت ایول خوشم اومد یکی باید اینا رو بهشون میگفت زیادی خودشونو گم کرده بودن....اوه اوه اون لحظه که داشتم با رئیس حرف میزدم باید همکارا رو میدیدیناااااااااااا هیچکس از ترس به رئیس اونجا نگاه هم نمیکرد........

اومدم بیرون ولی خوشحالم....واسم یه درس شد....که.....بعضیا لیاقت ندارن باهاشون خوب رفتار کنی ........

خب دوستان ممنونم که پستمو خوندین...همیشه تو زندگی ازین آدما هست دیگه....یکی هست که بخواد حالتو بهم بزنه...تا حالا آدم اونجوری ندیده بودم....

خدایا اگه یه روزی خیلیییییییییییییییییییییییییییییی پولدار شدم هیچوقت نذار فکر کنم که پول از شخصیت دیگران با ارزش تره و هیچوقت نذار نسبت به آدمای اطرافم بی تفاوت باشم....

همون روز واگذارشون کردم به خدا....

خب ببخشید سرتونو درد آوردم مراقب خودتون باشین تا پست بعد باااااااااااااااااای....

[ یکشنبه 1393/05/05 ] [ 1:5 ] [ مهدیه ]

[ ]

کار....
سلاااااااام یه  خبـــــــــــــــــــــــــر من قراره از فردا برم سر کار.....خیلی خوبه که دارم سرگرم میشم...اینجوری دیگه به هیچ چیز فکر نمیکنم...هیچ چیــــــــــــــــز.....حالا حتما میگین چه کاری؟ میگم خدمتتون....من عاشق فتوشاپم همیشه هم تو خونه کار میکردم این شد که تصمیم گرفتم برم آتلیه کار کنم...الان از اونجا میام ازم تست گرفتن قبول شدم....از فردا صبح من شاغلم....

خب بفرمایید اینم شیرینی....

http://up.alimehri.ir/Pictures/1391/icon/S_117.jpg

لطفا بعد اذان نوش جان کنید... روزتون رو باطل نکنید بیفته گردن من؟؟؟؟؟؟؟

 

[ یکشنبه 1393/04/08 ] [ 12:23 ] [ مهدیه ]

[ ]