رویایی شبانه زیر باران

$ آنان که زندگی را می سازند زندگی را می بازند . با زندگی نساز ، زندگی را بساز $

قول و قرار...
امروز 18 بهمن 1393 ساعت pM 3:36 من یه قول و قراری گذاشتم.....برام مهمه....شاید بااین کار خودمو  و دیگرانو یکم ناراحت کرده باشم ولی فکر میکنم تصمیم درستیه....شاید الان متوجه نشم شاید الان سخت باشه اما همه چیز مشخص میشه....واقعیت آشکار میشه...میخوام به خودم و دیگران ثابت کنم....نمیدونم چیزی عوض میشه یا نه....شاید یه روزی این تصمیم برای یکی بی اهمیت شه و بخنده بهش شایدم من یروزی ازین تصمیم برگردم....امیدوارم چیزی که خیره پیش بیاد..... ...خدایا...مواظب همه چیز باش ....مواظب بعضیا باش....

فعــــــــــــــــلا....

[ شنبه 1393/11/18 ] [ 21:0 ] [ مهدیه ]

[ ]

فکرشو بکن....
سلام...سلامم به توئه ....تویی که داری الان این نوشته ها رو میخونی....تا حالا هیچ فکر کردی زندگی دوستای وبلاگیت چطوره؟ فکرشو بکن....زندگی هرکی کلی ماجرا داره....غم داره.....شادی داره....و.....حالا فکرشو بکن بخوای بشینی و زندگی همشونو مرور کنی....چقدر میتونه جالب باشه...

خوبی وبلاگ داشتن اینه که مینویسی از هر دردت از هر شادیت و ...و همه میتونن بخونن و یه تعریفی بکنن از نوشته ها ....میگم حرف دل قشنگه....از نظر خودم البته....نظر شمارو نمیدونم....

بازی با کلمه ها....کلمه ها میتونن رو خیلی از ادما تاثیر بذارن....چقدر خوبه که با کلمه های قشنگ خیلیااااااا رو خوشحال کنیم..

برام یه جمله بنویس....هرچی دوست داشتی بنویس قبوله.....فقط بنویس.....منتظرماااااااااااااا.....


برچسب‌ها: هر چه میخواهد دل تنگت بگو

[ شنبه 1393/11/11 ] [ 12:25 ] [ مهدیه ]

[ ]

به هر کسی دل مسپار
ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻤﯿﺮﻡ ﻫﯿﭻ ﺍﺗﻔﺎﻗﯽ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺍﻓﺘﺎﺩ...!!!

 

ﻧﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﺑﺨﺎﻃﺮﻡ ﺗﻌﻄﯿﻞ ﻣﯿﺸﻮﺩ...!

 

ﻧﻪ ﺩﺭ ﺍﺧﺒﺎﺭ ﺣﺮﻓﯽ ﺯﺩﻩ ﻣﯿﺸﻮﺩ...!

 

ﻧﻪ ﺧﯿﺎﺑﺎﻧﯽ ﺑﺴﺘﻪ ﻣﯿﺸﻮﺩ...!

 

ﻭ ﻧﻪ ﺩﺭ ﺗﻘﻮﯾﻢ ﺧﻄﯽ ﺑﻪ ﺍﺳﻤﻢ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻣﯿﺸﻮﺩ ...!

 

ﺗﻨﻬﺎ ﻣﻮﻫﺎﯼ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﮐﻤﯽ ﺳﭙﯿﺪﺗﺮ ﻣﯿﺸﻮﺩ...!!!

 

ﻭ ﭘﺪﺭﻡ ﮐﻤﯽ ﺷﮑﺴﺘﻪ ﺗﺮ ...!!!

 

ﺍﻗﻮﺍﻣﻤﺎﻥ ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯ ﺁﺳﻮﺩﻩ ﺍﺯ ﮐﺎﺭ ...!!!

 

ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﻢ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺧﺎﮐﺴﭙﺎﺭﯼ ﻣﻮﻗﻊ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﮐﺒﺎﺏ

ﺁﺭﺍﻡ ﺁﺭﺍﻡ ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯿﺸﻮﺩ ...!

 

ﺭﺍﺳﺘﯽ ، ﻋﺸﻖ ﻗﺪﯾﻤﻢ ﺭﺍ ﺑﮕﻮ...!

 

ﻫِـــــــــــــــــﻪ ......!

 

ﺍﻭ ﻫﻢ ﺑﺎ ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﯾﺶ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﺩﯾﮕﺮﯼ، ﻣﺮﺍ ﺍﺯ ﯾﺎﺩ می برﺩ...!

 

ﻣﻦ ﻓﻘﻂ ﺗﻨﻬﺎ ﮔﻮﺭﮐﻨﯽ ﺭﺍ ﺧﺴﺘﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ...!

 

ﻭ ﻣﺪﺍﺣﯽ ﮐﻪ ﺍﻟﮑﯽ ﺍﺯ ﺧﻮﺑﯽ ﻫﺎﯼ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺍﻡ ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ

ﻭ ﺍﺷﮏ ﺗﻤﺴﺎﺡ ﻣﯿﺮﯾﺰﺩ ...!!!

ﻭ ﺩﺭ ﺁﺧﺮ

ﻣﻦ می مانم ﻭ ﮔﻮﺭﺳﺘﺎﻥ ﺳﺮﺩ ﻭ ﺗﺎﺭﯾﮏ

ﻭ ﻏﻢ ﻫﻤﯿﺸﮕﯽ ﺍﻡ ﮐﻪ ﻫﻤﺮﺍﻫﻢ می ماند...!!!

 

ﺩﻝ ﺑﻪ ﻫﺮ ﮐﺲ ﻣﺴﭙﺎﺭ!!

ﮔﺮﭼﻪ، ﻋﺎﺷﻖ ﺑﺎﺷﺪ

ﺣﮑﻢ ﺩﻟﺪﺍﺭﯼ، ﻓﻘﻂ ﻋﺸﻖ ﮐﻪ ﻧﯿﺴﺖ...

ﺍﻭ ﺑﻪ ﺟﺰ ﻋﺸﻖ ﺑﺎﯾﺪ

ﻻﯾﻖ ﻋﻤﻖ ﻧﮕﺎﻫﺖ ﺑﺎﺷﺪ

ﻭ ﮐﻤﯽ ﻫﻢ ﺑﯿﻤﺎﺭ

ﺗﺎ ﻧﮕﺎﻩ ﺗﻮ ﺗﺴﮑﯿﻦ ﺑﺪﻫﺪ ﺭﻭﺣﺶ ﺭﺍ...

ﺩﻝ ﺑﻪ ﻫﺮ ﮐﺲ ﻣﺴﭙﺎﺭ...!

[ جمعه 1393/11/10 ] [ 22:27 ] [ مهدیه ]

[ ]

باز دل مینویسد....
زندگی....زندگی میگذرد...عقربه ها از هم هر لحظه سبقت میگیرند و من در تلاطم این لحظه ها لحظه ای آرامش ندارم...نمی دانم چه شده!...فقط میدانم خوب نیستم...شایدم خوبم ...از حال من نپرسید...که از ان بی خبرم...

سادگی...سادگیم کار دستم داد...ساده میتوان کسی را دوست داشت...ساده میتوان کنار امد...اما همیشه همه چیز ساده نیست....

ادم ها ...هشدار...مواظب قلب خود باشید...قلب هر ثانیه میتپد...اما این تپش ها بهانه ای دارند...بهانه ها را درست انتخاب کنید...قلب اگر بشکند...از تپش خسته نمی شود اما سخت میشکند...شکسته شدن قلب با هیچ چسبی درمان نمی شود....

شعری از خودم...

دل حالش خوب نیست

گهگاهی گذری کن بر دلم

خبری گیر ز احوال دل تنهایم

گاه حالش خوب است ....اما

گاهی طوفانی ست و فقط می گرید

از دلم خرده نگیر

دل من ناخواسته عاشق شده است

دل من برج غروری شده بود

که تو را دید و شنید

خنده هایت دل سختم را ربود

دل من سخت عاشق شده بود

دل تو باز به فکر دگریست؟؟؟؟؟                دل حالش خوب نیست

آنقدر طوفانی ست......که سراغت را

از دگران می گیرد.....

[ جمعه 1393/11/10 ] [ 13:3 ] [ مهدیه ]

[ ]

خواب و بیدار....
اینم یه شعر از خودم امیدوارم خوشتون بیاد...

تو را در خواب میبینم و در خوابم پریشانی

تورا در خواب می بویم و در خوابم تو گریانی

من در خوابم به دنبالت راه را با گریه پیمودم

به چشمانت نگاه کردم فنا شد تار و هم پودم

دویدن هیچ سودی نیست تو دور تر می شوی انگار

من در خوابم و تو بیدار به فکر ترک این دلدار

همه هستی برایم مرد کنارم بی تو خالی شد

نبودی تو بیاد من چشمانم بی تو ابری شد

من بازی میخورم هر بار چه در خوابم و چه بیدار

تو میخندی به این بازی و من محو خنده ی یار

تمام قلب من یک روز برایت مثله خانه بود

تو میگفتی دوستم داری و عشقت یک بهانه بود

درست است این میان بازم منم که بی تو پژمردم

درست است بازی عشق را تو بردی و من دل مردم

ولی باز هم بدون تو همه من شد فقط رویا

نمی دانی دوستت دارم تو در هر جای این دنیا....

 

[ پنجشنبه 1393/10/04 ] [ 12:42 ] [ مهدیه ]

[ ]

گرگ....
زندگی....زندگی از ادما مرد میسازه .....یا نه بذار بهتر بگم زندگی از ادم نامرد میسازه...اگه خودتم بخوای خوب باشی اگه خودتم بخوای نامردی نکنی همچین میزننت که از تو هم یه نامرد بسازن ....یه عقده ای که فقط بخوای بقیه رو بزنی تا زخمات درمان شه....گاهی فکر میکنی خیلی با بقیه فرق داری ...فکر میکنی بیشتر از بقیه حالیته....اما وقتی جلومیری میبینی نه هیچی نیستی چون عاقل تر از تو هستن ...عاقل که نه...گرگ ....گرگ شده یه صفت....فکر کنم گرگ نجیب تر باشه تا ادمایی که صفتشو دارن....اما گرگ بودن افتخارم داره؟؟؟؟؟ هه اینکه دل دیگران رو بشکنی و به خودت ببالی که گرگم بعدشم بگی میتونستم بدتر ازین بکوبونمش ولی نخواستم....بعد بری و به ریش دل ساده ی یکی بخندی؟

لطفا به گرگ بودنتون افتخار نکنید....گرگ هم که باشی...روزی ...عاشق میشوی....عاشق سادگی....

 

 

 

[ چهارشنبه 1393/10/03 ] [ 22:33 ] [ مهدیه ]

[ ]

برگشتم...
سلام سلام.....خوبین؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خیلی خوشحالم که بعد یک ماه و اندی برگشتم خونه....ایندفعه دوری از خونه خیلی اذیتم کرد....ولی خب دیگه گذشت....یه ماه برای امتحانات تعطیلم و اینجام....بعدش باید برگردماما اومدم شخصا حساب اونایی که تو این مدت نبودم فراموشم کردن رو برسم حسابتونو برسم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

[ پنجشنبه 1393/09/27 ] [ 17:38 ] [ مهدیه ]

[ ]

تسلیت
سلام ....ایام محرم و به همتون تسلیت عرض میکنم....


[ دوشنبه 1393/08/12 ] [ 12:20 ] [ مهدیه ]

[ ]

خاطره....
سلام سلام

من چهارشنبه از اردبیل اومدم ....با کلی قضیه های جدید....اول از همه که مردیم تا بلیط بگیریم ....ما شش نفر از دخترای رشت بودیم که قرار شد باهم بیایم....این ماشینای سواری میگفتن بیاید من هر شش نفرو تا رشت میبریم کرایه نفری 15000 تومن ما میگفتیم آخه اقا چطور میخوای جا بدی شش نفرو تو یه ماشین؟؟؟؟؟؟؟؟ میگفت یه نفر جلو 5 نفر پشت  آخه این جماعت انگار مارو گوسفند فرض کرده بود(البته دور از جون) ....ما هم گفتیم نمیخواد دست شما درد نکنه ما با اتوبوس میریم...یه اقایی هم اقایی کرد برامون بلیط گرفت و مارو تا ترمینال برد و کلی کمکمون کرد و هیچ پولی نگرفت ما هم حسابی شرمنده ی اخلاقش شدیم....خدا خیرش بده...

خلاصه رفتیم سوار ازین اتوبوس بزرگا شدیم که اسمش همون volvo هستش ...کمک راننده طبق معمول به همه یه کیک و یه اب میوه میده  یکی ازین دوستای من فکر میکنه فقط داره به اون میده یارو تا میاد بهش کیک و ابمیوه رو بده دوستم میگه اقا نمیخوام بخدا نمیخواد دستتون درد نکنه و از این حرفا ...کمک راننده که داره از خنده منفجر میشه میگه خانوم صلواتیه...ما که چسبیدیم به سقف از خنده بماند بقیه ی افراد...وسط راه یجا نگهمون داشتن گفتن بیاید پایین یه هوایی تازه کنید و واسه سرویس بهداشتی....رفتیم قسمت سرویس بهداشتیش یه درش انگار قفل بود منم واسم سوال پیش اومد که چرا این یکی در قفله هیچی دیگه با پا افتادم به جونش هر کاری کردم در باز نشد بعد 2 دقیقه یهو در باز شد و یه اقایی از اونجا اومد بیرون ...دوستام و من داشتیم از خجالت میمردیم ....اخه هیچکس نبود بگه مرد حسابی نمیتونی یه ندا بدی که من این داخلم؟؟؟اگه در باز میشد که با سر میرفتی تو کاسه توالت....

و اما امروز شنبه ست و دوشنبه ایشالا باید برگردم.....ایندفعه برم امکان داره تا یه ماه نتونم برگردم

دلم تنگ میشه....برام دعا کنید...راستی نظر یادتون نره ها.....فعلا خدانگهدارتون....

[ شنبه 1393/07/12 ] [ 13:46 ] [ مهدیه ]

[ ]

خوابگاه
سلام به همه خوبین؟

الان که اینو می‌نویسم ساعت پنج صبحه و من خوابگاهم و همه خوابن

اینجا اینترنت ندارم واسه همین نمیتونم بیام بهتون سر بزنم شرمنده الانم با گوشی اومدم

فعلا خدانگهدارتون

 

[ چهارشنبه 1393/07/09 ] [ 5:55 ] [ مهدیه ]

[ ]